تبليغاتX
جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه مشهد

جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه مشهد

سیاسی- فرهنگی و صنفی دانشجویی

دبير سابق جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد:جنبش دانشجويي تحت امر ولي فقيه مقابل استكبار ب

عليرضا مشكاني  در مشهد، با بيان اين مطلب كه ولايت پذيري دانشجويان پيرو خط امام مهمترين عامل در تسخير لانه جاسوسي آمريكا بود، اظهار داشت: دانشجويان با بصيرت و عنايت به فرمايشات رهبر زمان و در كنار پايبندي به اصول انقلاب اقدام به چنين حركتي كردند.

وي در ادامه خاطرنشان كرد: مردم تمامي كشورهاي دنيا با انقلاب دوم مخالف بودند، اما دانشجويان با بي توجهي به تئوري هاي شرق و غرب و با اراده، خودباوري و اتكاي به نفس ملي و مذهبي عمل كردند.

دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد دانشجويان را زبان گويا و چشم بيناي جامعه دانست و گفت: دانشجويان با تامين خواسته مردم در انقلاب دوم موجب بالندگي انقلاب شدند

جادنیوز

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 21:15  توسط  روابط عمومی جاد فردوسی مشهد  | 

رنجنامه عليرضاقزوه به فحاشي درباره اشعارش

عليرضا قزوه شاعر انقلابي، شجاع و غزلسراي كشور در تازه‌ترين مطلبي كه با عنوان «هر كه رسيد خون ما ريخت...» نوشته، از فحاشي ها و واكنش‌هاي غيرمنصفانه به اشعار سياسي‌اش گلايه كرده است.

به گزارش فارس، متن كامل يادداشت و شعر تازه عليرضا قزوه كه در وبلاگش منتشر شده، به اين شرح است:

«خيلي وقت است كه يك گروه كار شب و روزشان اين شده كه مرا اذيت كنند و اعصابم را به هم بريزند. شب و روز فحاشي مي‌كنند و پيام‌هايي مي‌گذارند كه آدم شرمش مي‌آيد از بازگو كردن آنها.

اگر سيلي مي‌خورند فحشش را به من مي‌دهند و اگر پدرشان توي گوششان مي‌زند تلافي‌اش را سر من در مي‌آورند. عيبي ندارد.

بعضي هم مرا نصيحت مي‌كنند كه سرت را بينداز پايين و مثل بچه آدم شعر عاشقانه بگو. از دلسوزي اين جماعت هم متشكرم.

بعضي هم خط و نشان مي‌كشند كه اگر به قدرت رسيديم فلان مي‌كنيم و بهمان. به هر حال با اين همه لطف همه‌شان زياد.

آدم‌ها با همين رفتارهاي‌شان شناخته مي‌شوند و شكر خدا كه دوستان امتحانشان را خيلي زود پس دادند.

در مورد مبلغ قرارداد!! و اين كه چقدر گرفتي اين شعر را سرودي هم سوالات متعددي شده كه بايد بگويم قرارمان يك ماه پول نفت بوده كه آنها فقط يك روز پول نفت با يك كوبيده اضافه دادند. (تا كور شود هر آنكه نتواند ديد.) تازه شايد بقيه‌اش را هم دادند.

شعر جديدم را هم بخوانيد تا ببينيد كه من تنها منتقد يك جناح خاص نيستم و اگر دشمنان شيخ پرسيدند كه براي اين شعر چقدر از جناح سبز جديد گرفته‌اي خواهم گفت تمام پانصد ميليون اهدايي آقاي شين. جيم. را!!!
حرف ديگري ندارم جز سلامتي شما و آرزوي داشتن كمي انصاف براي آنها كه مي‌دانند و نمي‌دانند.

به هر حال مستقل بودن از اين مصيبت ها هم دارد.
شعر را بخوانيد:

هر كه رسيد خون ما ريخت، مرغ عزا شديم و شادي
ما به كجا پناه آريم رستم اگر كند شغادي

شكر خدا كه اهل اشراق جمله مشايي‌اند امروز
شكر خدا كه باز گرم است بحث مريدي و مرادي

چيست سبب كه مثل سدها سدّ ره هم‌اند مردم
آن همه طرح اجتماعي، اين همه فكر اقتصادي

در هر دولتي كه آمد تركيبش هميشه اين بود:
شصت مدير سطح پايين، بيست وزير طرح كادي

داد ز دوره‌اي كه شاگرد تكيه نمي‌كند به استاد
واي به لحظه‌اي كه استاد فخر كند به بي‌سوادي

اين همه سال رفت و ياران دور شدند از غم هم
تاجر شهر شد سپاهي واعظ شهر شد ستادي

واعظ ما هنوز دشنام مي‌دهد از سر تعصّب
نايي ما هنوز سرنا مي‌زند از سر گشادي

خشمش اگر نبود طوفان بود يكي خروش بي‌گاه
شعرش اگر نبود شمشير بود يكي تفنگ بادي

شعر ز روزنامه كوچيد جام جم است و شرح سريال
در پي قصه جنايي‌ست قصه‌نويس اعتمادي

باز نمانده‌اند صد شكر اين همه شاعران ز حركت
كم نشده ست تا به امروز رونق شعر از كسادي

ما همه چند ماه از خويش دورتريم و ديرتر هم
ماه رجب گذشت و تقويم مانده در اوّل جمادي

كاشكي از نماي نزديك ريز شويم در دل خود
دور شديم از حقيقت بيشتر از هزار وادي

كاش بلال در دل ما نيمه شبي اذان بگويد
كاش صلا زند موذّن، كاش ندا دهد منادي

حضرت عشق دوستان را دور مكن ز خويش، چندي‌ست
پشت سر تو در سجودند اين همه ملجم مرادي!

شكر خدا كه تيمساران پشت و پناه مردمانند
شكر خدا كه استوار است دولت احمدي‌نژادي

لازم به توضيح است كه اين شعر را در همان روزهايي سرودم كه شعر «از رأي‌ها به شيخ همان يك وجب رسيد» را سروده بودم.»

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 21:11  توسط  روابط عمومی جاد فردوسی مشهد  | 

ننشينيد كه باز يك جايي را آتش بزنند

"...نباید ما فراموش كنیم كه در جنگ با آمریكا هستیم. ما در جنگ با آمریكا و تفاله های آمریكا (هستیم)، این تفاله هایی كه قالب زدند خودشان را و ما غفلت كردیم، الان هم هستند. باید هر یك از اینها را شناسایی كنید و به دادگاهها معرفی كنید، ننشینید كه باز یك جایی را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی كنند كار ندارند به این كه كی كشته بشود وكی از بین برود...خط این بود كه اصلا آمریكا منسی بشود. یك دسته شوروی را طرح می كردند تا امریكا منسی بشود، یك دسته "الله اكبر " را كنار می گذاشتند، سوت می زدند و كف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود كه این قضیه مرگ بر امریكا منسی بشود..."

بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی در واكنش به شعار‌های انحرافی اول انقلاب كه با هدف فراموشی استكبار جهانی صورت می‌گرفت، فرمودند: یك دسته "الله اكبر " را كنار می گذاشتند، سوت می زدند و كف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود كه این قضیه مرگ بر آمریكا منسی بشود.

امام روح‌الله بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همواره به لزوم مبارزه با استكبار جهانی تاكید داشته و نماد این استكبار را آمریكا می‌دانستند؛ در اوایل انقلاب كه برخی‌ از گروه‌ها و جریان‌های سیاسی با طرح شعار‌های انحرافی تلاش كردند تا شعار مرگ بر آمریكا را از شعارهای انقلاب حذف كنند،‌ حضرت امام روح‌الله(ره) هوشمندانه در برابر این جریان ایستادگی كردند و فرمودند: "پای نطق و سخنرانی یك نفر آدمی كه با آنها دوست است كف می زنند و سوت می كشند و آمریكا را از یاد می برند. خط این بود كه اصلا آمریكا منسی بشود. یك دسته شوروی را طرح می كردند تا آمریكا منسی بشود."

در این گزارش به بازخوانی فرمایشات امام خمینی(ره) پرداخته‌ایم:

"....نباید ما فراموش كنیم كه در جنگ با آمریكا هستیم. ما در جنگ با آمریكا و تفاله های آمریكا (هستیم)، این تفاله هایی كه قالب زدند خودشان را و ما غفلت كردیم، الان هم هستند. باید هر یك از اینها را شناسایی كنید و به دادگاهها معرفی كنید، ننشینید كه باز یك جایی را آتش بزنند. اینها می خواهند خرابی كنند كار ندارند به این كه كی كشته بشود وكی از بین برود، دشمنی خصوصی هم با هیچ كدام ندارند. خوب ، هفتاد و چند نفر از بهترین جوانان ما را كه از بین بردند، اینها با افرادشان یك آشنایی نداشتند، نمی شناختند،اما می خواستند یك شلوغی بشود، یك انفجاری حاصل بشود و مردم از صحنه بیرون بروند و دیدند كه خیر، عكس شد مطلب مردم . این شهادت اسباب این شد كه همه با هم منسجم بشوند. این اسباب این شد كه مشت این ادعا كن‌ها كه ما برای آزادی و برای كذا می خواهیم زحمت بكشیم و باید این ملت آزاد باشد و كذا، مشت اینها باز شد كه اینها ازچه سنخ آزادی می خواهند؛ آزادی انفجار! آزادی انفجار اینها می خواهند. اینهامی خواستند كه این منافقین هم آزاد بیایند توی مردم و بعد از یك سال دیگر بسیاری ازجوانهای ما را منحرف كنند آزادانه و بسیاری از كارهایی كه می‌خواهند مخفیانه انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند، برای اینكه، آزادی است! بی‌جهت نیست كه در آن نقطه‌ای با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت می زنند و كف می زنند. امام مظلوم ما به شهادت رسیده ، روز شهادت امام مظلوم ما، پای نطق و سخنرانی یك نفر آدمی كه با آنها دوست است كف می زنند و سوت می كشند و آمریكا را از یاد می برند. خط این بود كه اصلا آمریكا منسی بشود. یك دسته شوروی را طرح می كردند تا امریكا منسی بشود، یك دسته "الله اكبر " را كنار می گذاشتند، سوت می زدند و كف می زدند آن هم روز عاشورا. خط این بود كه این قضیه مرگ بر امریكا منسی بشود..." (صحیفه امام ج 15 ص29)

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 18:10  توسط  روابط عمومی جاد فردوسی مشهد  | 

حمله حاميان موسوي با چاقو و قمه به نماينده مجلس

خبرگزاري فارس: تعدادي از حاميان موسوي و كروبي با سر دادن شعارهاي "ياحسين، ميرحسين " با قمه و چاقو به سمت عليرضا مرندي نماينده مجلس شوراي اسلامي حمله‌ور شدند.


محمد مرندي فرزند عليرضا مرندي نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس در تشريح اين ماجرا گفت: پدرم حوالي ظهر از خيابان سرافراز در نزديكي خيابان مطهري عازم مطب خود بود كه به ناگاه چند نفر از جمعيت حاميان موسوي كه با چاقو و قمه در حال عبور از اين خيابان بودند،‌ پدرم را شناسايي كرده و با چاقوها و قمه‌هايي كه در دست خود داشتند به سمت ماشين حامل خودروي پدرم حمله‌ور مي‌شوند.
وي افزود: اين افراد شيشه‌هاي جلو و عقب ماشين و همچنين آينه‌ها را كاملا شكسته و قصد ورود به داخل خودرو و ضرب و شتم و احتمالاً سوءقصد جدي به ايشان را داشتند.
محمد مرندي ادامه داد: در اين لحظه جمعي از مردم حاضر در خيابان به اين حاميان موسوي و كروبي به شدت اعتراض مي‌كنند اما از آنجا كه اين افراد كه علائم سبز نيز با خود حمل مي‌كردند، به چاقو و قمه مسلح بودند، مردم حاضر در خيابان نمي‌توانند به آنها نزديك شده و مانع اقدامشان شودند.
به گفته فرزند عليرضا مرندي،‌ پس از دقايقي كه اين حاميان موسوي و كروبي با قمه سقف ماشين را سوراخ كردند، ترافيك مقابل خودروي حامل سيد عليرضا مرندي كه يك نفر نيز همراه وي در خودرو حضور داشت، باز شده و عليرضا مرندي و همراهش كه تا اين لحظه و بعد از حمله حاميان موسوي و كروبي براي جلوگيري از صدمه ديدن، سرهاي خود را در داخل ماشين پائين گرفته بودند، پا را بر روي پدال گاز ماشين گذاشته و به سرعت از چنگ اين افراد مسلح فرار مي‌كنند.
فرزند عليرضا مرندي تأكيد كرد: خوشبختانه حاميان موسوي و كروبي با اين اقدامات خود مدنيتشان را به جامعه نشان مي‌دهند و من و خانواده‌ از اين قدر مدنيت كروبي و موسوي و حاميانش سپاسگذاريم!
به گزارش فارس، عليرضا مرندي، وزير بهداري در دوران دفاع مقدس و وزير بهداشت و درمان در كابينه دوم هاشمي رفسنجاني را در كارنامه خود دارد. وي همچنين از زندانيان سياسي پيش از انقلاب، فوق تخصص نوزادان از دانشگاه‌هاي امريكا، داراي كرسي استادي در دانشگاه شهيد بهشتي و داراي تاليفات متعدد علمي و پژوهشي است. دكتر مرندي برنده جوايز معتبر از سازمان ملل متحد و سازمان جهاني بهداشت و داراي نشان دولتي درجه اول خدمت جمهوري اسلامي ايران (1379) و چهره ماندگار جمهوري اسلامي ايران(1382) بوده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 18:1  توسط  روابط عمومی جاد فردوسی مشهد  | 

روسپیان و جاسوسان در کنار رهبران جنبش سبز

 روزنامه کیهان روز شنبه، 18 مهر 1388 در صفحه سوم خود یادداشتی را تحت عنوان «سبزی این فتنه از چمن کاخ سفید است» چاپ کرد. این نوشتار که نیمه پنهان حمایت دالایی لاما (جاسوس سازمان سیا و رهبر بودیست‌ها)، نازنین افشین جم (فاحشه رضا پهلوی، مانکن معروف و دختر شایسته سال 2003 کانادا)، مهناز آذرنیا (ملکه هیپی‌ها در عصر پهلوی دوم و مبلغ همجنس‌بازی)، پرویز تناولی (مجسمه‌ساز سکسی)، شیرین نشاط (فیلمساز همجنس‌باز و فرزند سرلشگر نشاط) و... از میرحسین موسوی و محمد خاتمی را فاش کرد، بلافاصله در اغلب وب‌سایت‌ها و رسانه‌های مشهور خبری- تحلیلی بازنشر شد و بازتاب‌های متفاوتی را برانگیخت.

[دپارتمان] در اجابت درخواست‌های مخاطبان خود، برای نخستین‌بار متن کامل این نوشتار جنجالی را به قلم پیام فضلی‌نژاد منتشر می‌نماید:

لینک نوشتار منتشر شده در روزنامه کیهان

آقای خاتمی! آقای موسوی! فقط یک لحظه، درست نگاه کنید: «مانکن‌ها گرد شما حلقه زده‌اند و رقاصه‌ها به عشق شما می‌رقصند.» حیرت‌آور است؛ معنویت بی‌داد می‌کند! برای آن می‌توانید یک تئوری جدید اصلاح‌طلبانه بسازید، اما حتما تهوع‌آور خواهد بود. نمی‌دانستیم عشوه‌های بازاری آنان این‌قدر برایتان دلرباست. آقایان! از سن خود، از سابقه خود و از سیمای خود خجالت بکشید. از امام روح‌الله - که ریاکارانه دم از آن می‌زید- خجالت بکشید.


«نماد سبز» که در سنت ما نمادی از نمادهای علوی و نبوی است، تنیده با «جنگ عقیده» و «سنن دینی» است؛ پیوندی ناگسستنی با جهاد و شهادت دارد و بوی عاشورا و انتظار از آن، عاشقان را سرمست می‌کند. آقایان! اینجا بازار لیبرال سرمایه‌داری نیست که هر جنس تقلبی را آسان به مشتریان جاهل بفروشید و «سبز» را به جای «سیاه» غالب کنید. اینجا، قلب تپنده شیعه و تشیع است. اینجا، زادگاه زلزله معرفتی امام خمینی(ره) است که جهان را ناباورانه لرزاند. اینجا، پرچم ولایت بر خیمه معرفت استوار است. اینجا، عاشورایی به پاست.

سکانس آخر: «رادیو فردا» گزارش داده است که «دالایی لاما»، رهبر معنوی و در تبعید بودائیان تبت که سال 1986 برنده «جایزه صلح نوبل» شد، با «جنبش سبز ایران» ابراز همبستگی کرد. وی هفته گذشته در حاشیه «کنفرانس صلح کانادا» به درخواست یک فعال حقوق بشر با نام «نازنین افشین جم» یک «تراکت سبز» در دست گرفت که روی آن نوشته شده بود: «آزادی برای ایران». عکس «دالایی لاما» و «افشین جم» به سرعت در رسانه‌های موسوم به «اصلاح‌طلب» منتشر شد؛ چنانکه آن را نشانه انعکاس صدای حامیان سبز اصلاحات در جهان دانستند. آیا این حامیان «جنبش سبز» به راستی شخصیت‌هایی «معنوی» و «صلح‌طلب» هستند؟!

فلاش بک اول: «دالایی لاما» کیست؟ او که نام اصلی اش «تنزین گیاتسو» است، در سال 1937 به عنوان کسی که روح بودا در او حلول کرده، معرفی شد! از همان سن و بر پایه خرافات رایج بودیسم، بر تخت سلطنت موروثی تبتی‌ها تکیه زد و در پانزده سالگی هم به عنوان رهبر تشریفاتی دولت تبت برگزیده شد. «دالایی لاما» در بیست و چهار سالگی، به تحریک غرب و برای تثبیت حکومت خودمختارش، تبتی‌ها را به شورش علیه حکمرانی چینی‌ها فراخواند، اما در حالی که هزاران تبتی در نبرد با سربازان چینی جان می‌دادند، از ترس جانش، به هند گریخت و از دولت دهلی، تقاضای پناهندگی سیاسی کرد. در سال‌های 1380 تا 1386، چهار دیدار محرمانه «دالایی لاما» با رئیس جمهور آمریکا در کاخ سفید فاش شده است؛ سلسله ملاقات‌هایی که برای پیشبرد کودتاهای مخملی در جهان انجام می‌گشت که نمونه آن، کودتای نافرجام در برمه (موسوم به انقلاب زعفرانی) است. «دالایی لاما» در پاییز 1386، از دست جرج دبلیو بوش، بالاترین نشان ایالات متحده را دریافت کرد. در مراسم اهداء این نشان عالی، رئیس جمهور جنگ طلب آمریکا وی را «نماد جهانی صلح و بردباری» خواند، اما بودیست‌های واقعی او را «گزینه معنوی سازمان جاسوسی سیا در انقلاب های مخملی» می‌دانند. در ایران، برای نخستین بار در 6 تیرماه 1385، روزنامه «اعتماد ملی»(ارگان رسانه‌ای مهدی کروبی) با هدف تبلیغ «معنویت سکولار» و «عرفان‌های امریکایی» گفتگوی تبلیغاتی مفصلی را از «دالایی لاما» منتشر کرد. روزنامه «کیهان» در 2 بهمن 1386 با انتشار عکس‌ها و اسنادی فاش کرد که لاما با «کارل گرشمن»، رییس «بنیاد اعانه ملی برای دموکراسی» و از رهبران «سازمان جاسوسی سیا»، نشست‌های منظمی را برای پشیبرد کودتاهای مخملی برگزار می‌کند و «رامین جهانبگو» نیز نقش یک «منبع اطلاعاتی» را برای آنان دارد.

فلاش بک دوم: «نازنین افشین جم» یکی از روسپی‌های شناسنامه‌دار جهان است! او پس از آنکه در سال 2003 به عنوان «دختر شایسته کانادا» برگزیده شد، مسابقات »میس ورلد» که در شهر سانیا در کشور چین برگزار می‌شود نیز شرکت کرد و به لقب «دومین دختر شایسته جهان» دست یافت. در پروتکل این مسابقات، «زیبایی و اندام سکسی» و «استعداد تحریک جنسی بینندگان» از شاخصه‌های دریافت لقب «دختر شایسته» است. تا سه سال پیش، وی تنها به عنوان یک «مانکن» شناخته می‌شد، اما به تازگی از سوی سلطنت‌طلبان و آمریکا عنوان «فعال حقوق بشر» را نیز کسب کرده است! یکی از افتخارات وی، سرویس‌دهی به پسمانده‌های دودمان بر باد رفته پهلوی دوم، از جمله «رضا ربع پهلوی» است. افشین جم روابط نزدیکی با «شیرین عبادی» و دخترکان «کمپین یک میلیون امضا» دارد و به تازگی نیز همراه «دالایی لاما» به حامیان «جنبش سبز» آقایان «میرحسین موسوی» و «محمد خاتمی» پیوسته است.

فلاش بک سوم: از ابتدای سال 1388 که احزاب موسوم به اصلاح‌طلب لیست حامیان خود را منتشر می‌کردند، «روزنامه کیهان» بارها در اخبار و نوشتارهای خود به اصلاح‌طلبان و مردم خاطر نشان کرد که در این لیست‌ها نام کسانی چون «ملکه هیپی‌های عصر پهلوی»، پسمانده‌های سلطنت‌طلبان و کارگزاران «کودتاهای مخملی» به چشم می‌خورد؛ گرچه این افشاگری‌ها با فرافکنی‌های مستمر حامیان موسوی و خاتمی مواجه می‌گشت. برای نمونه، در صدر لیست هنرمندان حامی «میرحسین موسوی» نام‌هایی مانند «پرویز تناولی» (که کارش ساخت مجسمه‌های اروتیکال برای کاخ‌های شاه بود)، «مهناز آذرنیا» (ملکه هیپی‌ها در کلوپ همجنس‌بازان که از دست فرح پهلوی جایزه گرفت)، «فرح اصولی» و «فریده لاشایی» (هنرمندان سلطنت‌طلب)، «احسان نراقی» (مشاور محمدرضا پهلوی و رفیق هویدا) قرار داشتند و روزنامه «کلمه سبز» به عنوان ارگان رسانه‌ای «میرحسین موسوی» بارها از آنان ستایش کرد.

فرجام سیاه: نسبت جنبشی که دم از «معنویت» و «عقلانیت» می‌زند با جاسوسان و فواحش چیست؟ چرا فرجام این رنگ «سبز» که بانیان آن (میرحسین موسوی و محمد خاتمی) آن شعار «پیروی از خط امام خمینی(ره)» می‌دادند، فرجامی سیاه شده است؟! هویت یک جنبش به رنگ آن نیست، بلکه به ماهیت آن است.آیا شخصیت‌ها و جوانان حامی موسوی می‌دانستند که آن «شال سبز»، شالی که منقوش به نام مبارک حضرت »فاطمه زهرا» (س) بود، تنها یک طعمه برای فریب مردم به قصد کسب قدرت است؟ آن رنگ سبز، اکنون در دستان جاسوسان و فواحش است و کسانی چون «شیرین نشاط» (دختر سرلشگر نشاط، از کارگزاران نظامی عصر پهلوی) و «شهره آغداشلو» (بازیگر- مانکن بهایی و فراری) در زمره «سبزپوشان» درآمده‌اند.

«نماد سبز» که در سنت ما نمادی از نمادهای علوی و نبوی است، تنیده با «جنگ عقیده» و «سنن دینی» است؛ پیوندی ناگسستنی با جهاد و شهادت دارد و بوی عاشورا و انتظار از آن، عاشقان را سرمست می‌کند. آقایان! اینجا بازار لیبرال سرمایه‌داری نیست که هر جنس تقلبی را آسان به مشتریان جاهل بفروشید و «سبز» را به جای «سیاه» غالب کنید. اینجا، قلب تپنده شیعه و تشیع است. اینجا، زادگاه زلزله معرفتی امام خمینی(ره) است که جهان را ناباورانه لرزاند. اینجا، پرچم ولایت بر خیمه معرفت استوار است. اینجا، عاشورایی به پاست. آقایان! از سن خود، از سابقه خود و از سیمای خود خجالت بکشید. از امام روح‌الله - که ریاکارانه دم از آن می‌زید- خجالت بکشید. آقای خاتمی! آقای موسوی! فقط یک لحظه، درست نگاه کنید: «مانکن‌ها گرد شما حلقه زده‌اند و رقاصه‌ها به عشق شما می‌رقصند.» حیرت‌آور است؛ معنویت بی‌داد می‌کند! برای آن می‌توانید یک تئوری جدید اصلاح‌طلبانه بسازید، اما حتما تهوع‌آور خواهد بود. نمی‌دانستیم عشوه‌های بازاری آنان این‌قدر برایتان دلرباست. این عکس‌ها، برای وجدان‌های بیدار، از هر تحلیل سیاسی، تئوریک و آکادمیکی گویاتر است. این عکس‌ها، فریاد می‌زنند که «جنش سبز» به «کاخ سفید» ختم می‌شود و البته راهی هم به هرزه‌خانه‌های غرب دارد. در این قاب‌ها، در این نماها، در این تصاویر، نشانی از «عقلانیت» و «معنویت» نیست، بلکه چهره‌های سیاهی نمایان هستند که آدمی را به یاد «جهنم» می‌اندازند.

پیام فضلی‌ نژاد

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 17:55  توسط  روابط عمومی جاد فردوسی مشهد  | 

بیانیه جامعه اسلامی دانشجویان فردوسی مشهد ؛ پیرامون وقایع پس از انتخابات، در آستانه یوم الله 13 آبان

بیانیه تحلیلی جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد
پیرامون وقایع پس از انتخابات، در آستانه یوم الـ... 13 آبان

 

1-        حوادث حین و پس از انتخابات آزمون بزرگی نه تنها برای ارکان و چهره های شاخص انقلاب، بلکه برای همه ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران بود. آزمونی که تنها عده ای از قشر عمدتا مرفه-بی درد- و چهره های شاخص نظام را سرافکنده و نظام و توده عظیم ملت ایران را سربلند نمود. اگرچه طی این آزمون بزرگ که البته پس از گذشت 30 سال از انقلاب اولین در نوع خود نبود، خسارات زیادی بر پیکره ملت و نظام وارد آمد، اما باید در نظر داشت که خداوند نیز برای رشد و ارتقای خلیفه ا...، او را در معرض آزمون های سخت قرار می دهد تا از این طریق موجبات رشد و کمال او را فراهم آورد. بنابراین معتقدیم حالا که از گردنه التهابات به سلامت عبور کرده ایم، باید با دقت و به سرعت با استفاده از فرصت های پیش آمده به تحلیل علل بروز این رویداد ها، بررسی و تصحیح نقاط ضعف و شناسایی و برجسته سازی نقاط قوت پرداخت و نباید گذاشت به مرور زمان این مسائل به دست فراموشی سپرده شود. تنها در این صورت است که می توان نظام و ملت را در برابر حوادث و بلایا واکسینه کرد و انشاا... و به فضل الهی شعار پایندگی انقلاب خمینی(ره)، تا نهضت جهانی مهدی(ع) را تحقق بخشید.

2-       متاسفانه در حالی که توده های مردم در جریان انتخابات، به بررسی ها برای انتخاب کاندیدای اصلح و حمایت از فرد مورد نظر خود صادقانه مشغول بودند، عده ای مخفیانه و در پس پرده مشغول طراحی و اجرای سناریویی بودند که به واسطه آن  طرح براندازی یا تضعیف و لااقل اسلام ناب زدایی از جمهوری اسلامی را اجرا نمایند. عده ای نیز که می خواستند از هر طریق ممکن، از قدرت گیری مجدد رئیس جمهور احمدی نژاد جلوگیری به عمل بیاورند، حال چه به دلیل تصفیه حساب های شخصی و چه به خاطر قدرت طلبی و غیره، خواسته و ناخواسته با آنان همراه و همدل گشتند. حضور عده ای از ارکان و قدیمی های نظام در این جبهه، یادآور قصه دردناک طلحه و زبیر بود.

3-       یکی از برنامه های آنها، اجرای توطئه "توهم تقلب" بود که با به خیابان کشیدن طرفداران میرحسین موسوی پیش از انتخابات صورت گرفت تا به همراه تبلیغات گسترده رسانه ای، بتوانند به توده ناآگاه القا نمایند که رای اکثریت از آن آنهاست تا بعد از به صحت رسیدن نظرسنجی ها و انتخاب دکتر احمدی نژاد، از شور و احساس ایجاد شده در آنان به نحو احسن استفاده نمایند. عمده ترین جمعیتی که توانستند در  این پروژه به طور موفقیت آمیز هدف قرار دهند، مناطق شمالی و مرفه نشین تهران بود که متاسفانه با هنجارشکنی و نقض قانون به ایجاد آشوب و لطمه زدن به اموال و نفوس پرداختند که دیدن برخی صحنه های آن یادآور حوادث سال  60 در اذهان ملت بود. اگرچه که بسیاری از این جمعیت نسبتا انبوه خود معتقد و عامل ایراد خسارت به اموال عمومی و نفوس مردم نبودند، اما باید پذیرفت که اگر به واسطه حضور فرا قانونی آنان در خیابان ها نبود، قوه قهریه نظام به راحتی با این آشوبگران و به تعبیر رئیس جمهوری دهم، "خس و خاشاک" برخورد می نمود. بنابراین نمی توان نیروی انتظامی که وظیفه برقراری نظم و آرامش و امنیت کشور را بر عهده دارد، به برخورد با قشر مردم عادی متهم نمود، چرا که تفکیک آشوبگران با مردم عادی غیر ممکن است و فراتر از آن جرم تجمع بدون مجوزی که در طی آن عده کثیری از مردم بی گناه و مامورین نیروی انتظامی و بیسجیان کشته و زخمی، و مراکز دولتی، خیابانها و منازل و بیش از 750 اتوبوس به آتش کشیده می شود، متوجه همه شرکت کنندگان در آن است.

4-    متاسفانه در این بین عده ای از ماموران نیروی انتظامی و نیروهای خودسر، با کسانی که قانون را زیر پا گذاشتند،خود رفتاری غیرقانونی داشتند که این غیر قابل بخشش و از سوی همه جریان مخالف با جریان به اصلاح سبز نیز مطرود و مردود است. گاه حتی شاهد برخورد برخی از ماموران با عابران رهگذر، و عدم برخورد آنان با آشوبگران بودیم که خود جای تامل بسیار دارد. جریان بازداشتگاه کهریزک نیز از جمله همین رفتارهای غیرقانونی بود. البته باید توجه داشت که این رفتارها ناشی از خطای افراد بوده است و به استناد به آنها نمی توان مجموعه را زیر سوال برد.

اگرچه که نیروی انتظامی باید از این وقایع درس بگیرد و نیرو های خود را با گزینش دقیقتری انتخاب نماید و متخلفین را مجازات کند. لزوم برخورد با نیرو های خودسر که متاسفانه ناهماهنگ با نظام، به آن لطمه می زنند نیز به شدت احساس می شود.

5-       صدا و سیمای جمهوری اسلامی متاسفانه در جریان انتخابات و بخصوص حوادث پس از آن در جایگاه خود بسیار ضعیف ظاهر و موجب لطمه زدن به نظام شد. چه بسا اگر صدا و سیما که مکرر از سوی جریان قانون گریز به حمایت از ریاست جمهوری نهم متهم می شد، به جای دفاع بد از دکتر احمدی نژاد (که به نظر می رسید نوعی تخریب هوشمندانه از سوی برخی جریان های داخل صدا و سیما بود)، و نیز رعایت عدالت و عدم سانسور گسترده می پرداخت، شاهد خسارات بسیار کمتری می بودیم. اخبار تکراری، کم محتوا و گاه مبهم، سانسور اعمال فراقانونی بعضی از چهره شاخص و وابستگان آنها و ایجاد حاشیه امن برای آنان، بسنده کردن به پوشش خبری بسیار اندک اعمال فراقانونی پرحجم آشوبگران، عدم پوشش تصویری برخورد قانونی و به حق نیروی انتظامی با اخلالگران در نظم و امنیت عمومی، متاسفانه موجب آسیب های فراوانی شد که از جمله آنها کاهش اعتماد بسیاری از مردم به رسانه ملی بود. این اعتماد از دست رفته را چه کسی پاسخگو است؟

آیا صدا و سیما پس از 30سال هنوز نتوانسته است جایگاه  رسانه را در فرهنگ و سیاست دریابد؟ چگونه است که بی بی سی  بهایی، دروغ های واضح خود را با شگردهای رسانه ای به اذهان القا، و خود را رسانه ای بی طرف جا می زند، اما صدا و سیمای ما نمی تواند حقایق مسلم را در دفاع از اسلام و انقلاب و نظام و رهبری از تریبون گسترده خود به سمع و نظر اذهان تشنه مردم برساند؟

اکنون  لزوم پاکسازی هرچه سریعتر صدا و سیما از نیروهای منافق و معاند که به گفته دکتر شریعتی، مارهای به لانه خزیده با وقوع انقلاب هستند که حالا از لانه های خود بیرون خزیده و در پست های حساس لانه گزیده اند، و نیز نیروهای متعهد اما ناکارآمد به شدت احساس می شود. به یاد داریم که رهبر کبیر انقلاب اسلامی، پس از فتح صدا و سیما کار نظام شاهنشاهی را تمام دانسته بود، و پس از آن در طول حیات خویش چقدر بر لزوم پاکسازی و تصحیح عملکرد صدا و سیما تاکید نمود.

همچنین پیشنهاد می شود با دعوت از  سران جریان مدعی حمایت از نظام و منتقد به نحوه اجرای قانون اساسی، در صورتی که افکار و سخنانی مبتنی بر حقیقت و منطق یا درخواست هایی در چارچوب نظام دارند به آنان حقیقتا و عملا توجه گردد. همچنین لزوم پیگیری توصیه رهبری مبنی بر ایجاد کرسی های آزاد اندیشی در صدا و سیما به شدت احساس می شود. نباید گذاشت سابقه سوء استفاده عده ای از تریبونی که نظام در جریان مناظره ها در اختیار آنان گذاشت، موجب شود تا این حرکت از اساس بجای صدا و سیما متوقف شود.

6-     همانگونه که خواستار محاکمه و مجازات کسانی که در لباس دوست به اعمال فراقانونی و آسیب به نظام و ملت دست زدند می باشیم، بر اصل همه در برابر قانون برابرند پایبندیم و همگان را نیز به التزام عملی و نظری به این اصل دعوت می کنیم. لذا از  مراجع قانونی و قوه قضائیه انتظار داریم به اتکای پشتوانه مردمی خود کسانی که در طول این مدت به ارتکاب خلاف و عناد با جمهوری اسلامی و همسویی با دشمنان مسلم نظام و ملت دست زدند محاکمه و مجازات نماید و ایجاد حاشیه امن برای سران آشوب، خیانتی نابخشودنی در حق انقلاب اسلامی و بسیار ناعادلانه است.

باید با قاطعیت و جسارات با این افراد برخورد کرد و بنا به این گفته حضرت امام که میزان حال افراد است، نباید گذاشت که گذشته و خدماتی که البته در جایگاه خود ستودنی و قابل تقدیر است، سپری در برابر اعمال قانون برای آنان و بستگان و آقازاده هایشان ایجاد کند.

با سخنان صریح رهبر معظم انقلاب مبنی بر وقوع جرم بزرگ توسط کسانیکه انتخابات را دروغ خوانده و فرصت برای ضربه زدن به نظام اسلامی را در اختیار دشمنان و بیگانگان قرار دادند، و به دلیل نداشتن ذکاوت، دانسته یا ندانسته در مسیر حرکت توطئه دشمنان در داخل کشور قرار گرفتند، بايد ديد قوه محترم قضائيه و در صدر آن آيت ا... آملي لاريجاني كه در جلسه معارفه خود سخن از اجراي بي چون چراي عدالت مي راند، نسبت به اين اعلام جرم شفاف و روشن چه واكنشي نشان خواهد داد ؟!

در این راستا سخنان و اعمال اخیر مهدی کروبی در ایراد اتهام به نظام از طریق ایجاد پروپاگاندا بدون توسل به مدرک و مراجعه به مراجع قانونی که به سهولت برای او قابل دسترسی بود، را فراری رو به جلو  برای فریب اذهان عمومی می دانیم. به نظر می رسد وی که محاکمه خود را برای جرم های افشا شده اش در سالیان گذشته و کنونی مسلم می دید، برای انحراف اذهان عمومی و ایجاد حاشیه امن برای خود این مطالب که کذب بودنش مسلم شد مطرح کرد، تا در صورت دستگیری و محاکمه جرم را افشای انحرافات نظام بیان کند! به هر ترتیب اشد مجازات را برای وی و دست اندرکاران پروژه تخریب نظام اسلامی را از قوه قضائیه و دادگاه ویژه روحانیت خواستاریم.

 به قوه قضاییه گوشزد می کنیم که این قوه نبایستی مسائل سیاسی،حزبی و باندی را در پیگیری جرم و مجرم دخالت دهد و خود را جای رهبری نظام قرار دهد بلکه وظیفه این قوه پیگیری دقیق جرم ها و مجرمین است، و اگر صلاح کشور در در عفو یا تقلیل مجازات سران فتنه باشد این مهم فقط در حیطه وظیفه شخص مقام معظم رهبری است و نه هیچ مرجع و قوه و شخص دیگری!

7-     در آستانه یوم الـ... 13 آبان باز هم فتنه ای دیگر با طراحی شیطان بزرگ و استعمارگر پیر و همدستانشان، به دست جیره خواران و کاسه لیسانشان در حال وقوع است، غافل از اینکه خداوند خود وعده داده است که حافظ مومنین باشد. چندی پیش شاهد بودیم که جریان فتنه، وقیحانه یوم الـ... روز قدس را دستمایه فتنه گری های خود قرار دادند و به دنبال این بودند که شعار "مرگ بر اسرائیل" را تحت الشعاع مسائل داخلی قرار داده و آن را حذف کنند و شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" که در جمعیت اندک آنان در تهران سر داده شد، خود موید این مطلب بود. اکنون نیز روز 13 آبان را به این منظور انتخاب کرده اند تا اینبار شعار "مرگ بر آمریکا" را هدف قرار دهند تا از ارباب خود رفع شیطانیت کنند! اما همانطور که قبل از روز قدس امسال پیشبینی کردیم، مردم ،صفوف متحد خود را از این آشوبگران جدا کردند و حقارتشان بر همگان آشکار گشت، از همین جا اعلام می داریم سوء استفاده از صفوف به هم فشرده مردم با شانتاژ رسانه ای به نفع جریان نفاق، و حرکت زشت آنان برای مصادره ایام الـ... انقلابی به نفع خود، درحالی که هیچ اعتقادی به مبانی فکری امام و انقلاب ندارند و از پیش شکست خورده و محکوم به شکست است و برای ثبت در تاریخ می گوییم که با اینکار تنها آخرین رمقهای مانده در پیکره بی جانشان را به هدر می دهند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 20:38  توسط  روابط عمومی جاد فردوسی مشهد  | 

قرباني‌پور با اشاره به ديدار امروز با امام جمعه مشهد؛

آيت‌الله علم‌الهدي بر حضور فعالانه دانشجويان در 13 آبان تاكيد كرد

خبرگزاري فارس: دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد گفت: آيت‌آلله علم‌الهدي در ديدار امروز با اعضاي اين تشكل، بر حضور فعالانه دانشجويان در روز 13 آبان تاكيد كرد.


امير قرباني‌پور دبير جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد در گفتگو با خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس،‌ با اشاره به ديدار صبح امروز يكشنبه اعضاي شوراي مركزي جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه فردوسي مشهد با آيت‌الله علم‌الهدي امام جمعه مشهد،‌ اظهار داشت: در اين ديدار صميمانه آيت‌الله علم‌الهدي، درباره مسائل تشكل‌هاي دانشجويي، اهداف و نقش آنها در دانشگاه‌ها سخناني را ايراد كرد.
وي با بيان اينكه در اين ديدار آيت‌الله علم‌الهدي درباره مسائل اخير كشور نيز صحبت كرد، گفت: ايشان با تاكيد بر حضور پرشور دانشجويان در روز 13 آبان، از دانشجويان خواست با حضور فعالانه در اين روز، با اقدامات انحرافي كه قرار است از سوي برخي جريان‌ها صورت بگيرد،‌ مقابله كرده و حركت پيش‌دستانه داشته باشند.
قرباني‌پور در پايان خاطرنشان كرد: اين ديدار صميمانه از ساعت 10 الي 12 به طول انجاميد.

فارس

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 21:16  توسط  روابط عمومی جاد فردوسی مشهد  | 

اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان:

دانشجويان با شركت در راهپيمايي 13 آبان بيداري خود را به رخ دشمنان بكشند

خبرگزاري فارس: اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان با صدور بياينه‌اي ضمن دعوت از اشار مختلف جامعه براي حضور در راهپيمايي 13 آبان از دانشجويان خواست تا ا شركت در راهپيمايي 13 آبان بيداري و حضور خود را به رخ دشمنان بكشند.


به گزارش حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس در اين بيانيه با اشاره به اينكه به رخداد 13 آبان 1358 به عنوان يكي از سرنوشت‌ساز ترين روز‌هاي تاريخ انقلاب اسلامي قلمداد مي‌شود و در تحولات سياسي اجتماعي كشور جايگاه ارزشمندي را به خود اختصاص داده است،‌ آمده: اين حادثه مسلماً فرياد آزادي ملتي بود كه سالهاي طولاني عزت و افتخار خود را آماج زياده‌خواهي سران كاخ سفيد مي‌ديد.
اين بيانيه مي‌افزايد: در حافظه تاريخي ملت قهرمان‌پرور ايران، سيزده آبان يادآور 3 اتفاق مهم است: تبعيد امام(ره) به تركيه در 13 آبان 1343، قتل عام دانش آموزان در 13 آبان 1357و تسخير سفارت آمريكا در 13 آبان 1358توسط دانشجويان پيرو خط امام(ره)، سه رويدادي بودند كه نقش موثري در تحرك انقلاب اسلامي داشتند.
در ادامه اين بيانيه آمده است: البته محتوي و هويت هر سه اتفاق دربر دارنده ارزش‌ها و آموزه‌هاي اسلامي، آزادگي و مبارزه‌اي ضداستكباري بود و ابعاد وسيع داخلي و بين‌المللي 13 آبان 1358 سبب نامگذاري آن به " انقلاب دوم " از سوي امام راحل(ره) شد.
در اين بيانيه با اشاره به اين مطلب كه حيات پر افتخار نظام اسلامي در ايران از آن سالها تا سه دهه پس از آن در رسالت اصيل و الهي كه به عهده داشته است همواره با آزمون‌هايي خطير و دشواري روبرو شده است، آمده: اين نظام نوپا با آرمان‌هايي كه در امتداد خط مشي پيامبران الهي(ع) و سيره عاشورايي امام حسين(ع) است از سوي استكبار جهاني در معرض تهديد و عداوت بوده است.
نويسندگان اين بيانيه با اشاره به اينكه صاحبان انديشه‌هاي ليبراليستي و صهيونيستي كه با هجوم همه جانبه و رسوخ فرهنگي در پيكره جوامع سعي در نابودي فرهنگ‌هاي ديگر را دارند هيچ‌گاه از دسيسه‌سازي و جنگ‌افروزي نسبت به ايران كوتاه نيامده‌اند، مي‌افزايند: حوادث تلخ در كشورهاي منطقه و دخالت‌هاي بي‌جا و ناجوانمردانه قافله غرب در ماه‌هاي اخير و حتي حادثه دلخراش سيستان، مبين منطق تهاجمي و زورگويانه حكومت‌هايي است كه با انديشه‌هاي غير توحيدي وعده رساندن انسان به خوشبختي را با اعمال چنين رفتارهايي مي‌دهند.
اين بيانيه ادامه مي‌دهد: غرب مردمان ديگر فرهنگ‌ها را به شيفتگي نسبت به "روياي آمريكايي " ترغيب نموده و با همان مستمسك، فجايع خون‌باري را از ابتداي قرن بيستم در تداوم استعمار كهن مرتكب شده است، اما در مقابل، پيروزي نظام اسلامي در عرصه‌هاي گوناگون علمي، سياسي، اقتصادي و صنعتي همراه با ارايه الگوي ويژه‌اي كه براي اداره جوامع و تربيت انسان پيشنهاد مي‌دهد،‌ كه مبتني بر كرامت انسان و تقويت ارزش‌هاي الهي است.
اين بيانيه با بيان اينكه به هر حال آن چيزي كه بايد مد نظر گروه‌هاي سياسي، مسولان نظام و بويژه دانشجويان باشد، تقوي الهي، بصيرت و انضباط فردي، اجتماعي و هميشه به ياد داشتن اهداف انقلاب، گم نكردن راه انقلاب و امام (ره) و ولايت پذيري، در سراسر لحظات پيش‌رو است،‌ ادامه مي‌دهد: آنچه مهم به نظر مي‌رسد اين است كه دوران امروز ايران اسلامي دوران انديشه‌هاي بلندي همچون؛ عدالت‌خواهي، آزادي‌خواهي، معنويت، برادرى، ايـثـار، انفاق، عفت، انصاف، وفاى به عهد و تصميمات سازنده بر اي استمرار موفقيت‌هاي انقلاب است و در اين راستا، عملي در پيشگاه خدا مقبول است كه "صبغه الله "، خدايي، خالص و زيبنده يك جامعه اسلامي باشد نه اعمالي كه شادكننده دشمنان خدا و غير خدايي و تفرقه افكن كه هيچ تاثيري در پيشرفت نهايي مسلمين ندارد.
نويسندگان اين بيانيه در پايان تاكيد كرده‌اند: جامعه اسلامي دانشجويان قويا معتقد است پس از انقلاب اسلامي ايران، كه ترجيع‌بند استمرار قيام خونين امام شهيدان، حضرت سيدالشهداء(ص) است، حادثه 13 آبان به خاطر خصلت ضد استكباري كه در خود نهفته دارد، حر كتي شايسته در زمينه سازي حكومت صالحه حضرت قائم "ارواحنا له الفداه " به شمار مي‌آيد و بر اين اساس اتحاديه جامعه اسلامي دانشجويان از تمام اقشار به هم پيوسته جامعه، به خصوص قشرفرهيخته و شاداب دانشجو دعوت مي‌كند در جهت تقويت هم‌گرايي ملي و ديني، با تمام قدرت، از روز تاريخي 13 آبان استقبال شايسته و مفيد به عمل آورند و با مشاركت فعالانه و با شكوه در راهپيمايي 13 آبان، ضمن گرامي‌داشت اين روز ، بيداري و حضور هميشگي در صحنه را به رخ دشمنان نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران بكشند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 21:14  توسط  روابط عمومی جاد فردوسی مشهد  | 

مثنوي فاضل تهراني درباره کروبي


ای شیخ به یاد آر همی گردش ایام
اقبال سرآغاز و تباهی سرانجام


در راه ولایت تو بسی حادثه دیدی
بسیار خطرکردی و بسیار دویدی
در ظلمت طاغوت به زندان بشدی چند
دور از زن و فرزند و عزیزان بشدی چند
یک روز چنین بود و دگر روز به دوران
خورشید ولایت ز افق گشت نمایان
تو نیز زدی تکیه به کرسی و ریاست
نام‌آور مجلس شدی و مرد سیاست
یک سنگ پراندی چو بر آن شاه ستمکار
بس مزد گرفتی تو خود از ایزد دادار
نامت بنوشتند به طومار ولایت
در وصف تو خواندند بسی نیک روایت
آن روز دل کفر ز دست تو به خون بود
پیوسته در اندیشه آزار و فسون بود
در مجلس ششم که همه ننگ جهان بود
انصاف تو خود بهتر از آن بی‌خبران بود
افسوس ایا شیخ که در عاقبت کار
یکباره دگرگون بشدت آن همه افکار
یک باره تو از مهر ولایت ببریدی
در دایره ضد ولایت بخزبدی
امروز نگه کن که پی چاک قبایت
بنشسته هر آن طائفه ضد ولایت
دشمن همه جا، لب به ثنایت بگشودند
در مدح تو بسیار حکایت بسرودند
خود طائفه روزه‌خوران یار تو گشتند
اصحاب هر آن فتنه طرفدار تو گشتند
باطل بشد آن سابقه و آن همه ادوار
آتش زدی اندر عمل خویش به یکبار
بیچاره تو و آن دو رفیقت که سرانجام
در عین بصیرت بفتادند در این دام
این روزه‌خوران نیز که همراه شمایند
همراه نپندار که بدخواه شمایند
دشمن که به صدام نگون بخت جفا کرد
او نیز نخواهد به شمایان که وفا کرد
آن روز که بیرون شدی از حزب بهشتی
خود نام خودت بر در دوزخ بنوشتی
امروز شنیدم که دگر توبه نمودی
خواهان ولایت شدی و نوحه سرودی
مردم نپذیرند دگر دام شما را
سوگند و نه پیمان و نه پیغام شما را
تا نام خمینی بود و گردش ایام
همواره شما راست بسی دشنه و دشمنام


*فاضل تهرانی

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 21:26  توسط  روابط عمومی جاد فردوسی مشهد  | 

افشاي مذاكره ظريف با كراكر و ترغيب به اشغال افغانستان در سال 2001

ديپلمات با تجربه آمريکايي در حوزه مسايل خاورميانه در خاطرات خود به افشاي گفت‌وگوهاي محرمانه با 3 ديپلمات برجسته ايراني دولت خاتمي پرداخت كه در آن ديدار اين ديپلمات‌ها دولت متبوع وي را به حمله به افغانستان ترغيب كرده‌اند.

رايان کراکر که به عنوان ديپلمات در ايران قبل از انقلاب، لبنان، عربستان، افغانستان و عراق فعاليت کرده است، در خاطراتي که از مذاکرات ژنو در سال 2001 و پيش از حمله به افغانستان منتشر کرده، به افشاي گفتگوهايي با هيات ايراني در حاشيه نشست ژنو قبل از حمله به افغانستان پرداخته است.

اين خاطرات در حالي از سوي كراكر منتشر شده كه گفته مي‌شود هيچ صورتجلسه‌اي از اين مذاكرات در وزارت امورخارجه ايران موجود نيست. با اين حال، طي هفته‌هاي اخير، جرياني كه براي مذاكرات غيرشفاف و از موضع پايين خود با امريكا توضيحي نمي‌دهد، حجم وسيعي از خبرسازي عليه گفت‌وگوي برنز با جليلي در حاشيه مذاكرات 1+5 در ژنو، آن‌هم پس از چند بار التماس نماينده امريكا منتشر كرده است.

كراكر در خاطرات خود مي‌نويسد: يک هفته پس از حملات 11 سپتامبر به پاريس و ژنو پرواز داشته تا با مقامات کشورهاي مختلف از جمله مذاکره کنندگاني از ايران ديدار داشته باشد. وي نوشته است:" شوک وارد شده بر آمريکا باعث شده بود که واشنگتن با تمام شرکاي محتمل و غيرمحتمل وارد معامله شده و براي جنگ عليه افغانستان آماده شود. من نيز به عنوان معاون وزير خارجه در حوزه ايران، عراق و خليج فارس رفته بودم تا با فرستادگاني از تهران گفت وگو کنم."

کراکر ادامه داده است: در آغاز دوره کاري من در اوايل دهه 1970، من فارسي را ياد گرفتم و در ايران خدمت کردم. اما آن قبل از انقلاب اسلامي بود و در سال 2001 به مدت 20 سال آمريکا تقريباً هيچ رابطه مستقيمي با دولت ايران نداشت. مذاکرات ژنو محرمانه نبود. ما در تالار مذاکرات سازمان ملل گفت وگو کرديم، درحالي که هيچ کس ديگري در آنجا نبود. مذاکرات ما درباره افغانستان ساعت ها طول کشيد و به شب رسيد. ما گفت وگوهاي خود را در سوئيت هاي هتل پي گرفتيم و تا صبح حرف هايمان ادامه داشت... گاهي طلوع آفتاب از پشت کوه هاي آلپ را تماشا مي کرديم."

اين ديپلمات آمريکايي با اشاره به اعضاي هيات ايراني با تعجب نوشته است: من واقعاً از هويت طرف هاي ايراني خود متعجب شده بودم. دو نفر از سه نفرشان در آمريکا درس خوانده بودند و ما در وقت تنفس راجع به فوتبال دانشگاه يو.سي.ال.اي حرف مي زديم.

كراكر به اسامي هيات ايراني اشاره‌اي نمي‌كند اما يك منبع آگاه به خبرنگار ما گفت محمدجواد ظريف و البرزي از ديپلمات‌هاي ارشد وزارت خارجه وقت در اين مذاكرات حضور داشته‌اند.

کراکر در بخش ديگري از خاطرات خود ادعاي ترغيب به اشغال افغانستان توسط امريكا توسط ديپلمات ايراني را مطرح مي‌كند: اما آنچه که برايم جالب تر از همه بود، اشتياق آنان نسبت به اعزام نيروهاي آمريکا، همان «شيطان بزرگ»، به حياط خلوت ايران يعني افغانستان بود. اوايل اکتبر، يعني تقريبا يک ماه پس از حملات 11 سپتامبر، ما پشت ميز يکي از سالن هاي کنفرانس سازمان ملل نشسته بوديم و در مورد ساختار پارلمان بعد از طالبان صحبت مي کرديم. يکي از ديپلمات هاي ايراني رفته رفته به تنگ آمد و سرانجام سرپا ايستاد و تقريبا با فرياد گفت که ما نبايد در مورد «چه بايد باشد» صحبت کنيم. تا زماني که رژيم کنوني -در افغانستان- بر سر کار است، هيچ کدام از اين حرف ها سودي ندارد. سپس او اتاق را ترک کرد. بمباران افغانستان توسط آمريکا چند روز بعد آغاز شد.

سفير سابق آمريکا در افغانستان و عراق در ادامه خاطرات خود نوشته است: پس از سقوط طالبان من خودم به کابل رفتم تا سفارت آمريکا در آنجا را براي اولين بار پس از سال 1989 باز کنم. (ريچارد آرميتاژ معاون وزير خارجه يک روز بعد از کريسمس به من زنگ زد و گفت: «کراکر، ما به تو در افغانستان نياز داريم»). سه دهه جنگ و کشمکش پايتخت افغان ها را ويران کرده بود. افغانستان هميشه فقير بوده است، به طوري که من در عمرم مردمي به اين شدت فقير نديده ام. اوضاع پس از حمله خراب تر از هميشه بود. نه اقتصادي به جا مانده بود، نه مدرسه اي، نه زيرساخت هايي. گفتم: «خدايا، حسابي کار داريم»! سفارت خانه تقريبا سالم مانده بود. البته چند راکت به آن خورده بود. اگر چه ساختمان براي سال ها خالي مانده بود، اما کارمندان افغاني آن هيچ وقت کار خود را ترک نکرده بودند. باغبان ها به باغباني خود ادامه داده بودند و مکانيک ها و رانندگان اتومبيل ها را نگه داشته بودند. کارمندان پيوسته در سفارتخانه حضور داشتند و اجازه ورود طالبان به داخل آن را نداده بودند. تعدادي از آنها به اتهام «جاسوسي براي آمريکا» دستگير شده بودند. آنها مي توانستند کشته شوند. بايد بگويم آنها خيلي خوشحال شدند وقتي ما را ديدند.

رايان کراکر در خاطرات خود با اشاره به سخنراني جرج بوش در رابطه با محور شرارت نوشته است: جرج بوش در سخنراني تاريخي خود در ژانويه 2002 عراق، کره شمالي و ايران را محور شرارت ناميد. چند روز بعد، من با هيئتي که در ژنو ملاقات کرده بودم، در کابل ديدار کردم. آن ايراني به من نگاه کرد و گفت: «شماها داريد چه کار مي کنيد؟» يادم نيست چه جوابي دادم ولي در اين مايه ها بود که «ببين! من سفير واشنگتن در کابل هستم. ما بايد روي مسائلي که قبلا در مورد افغانستان با هم صحبت کرديم، تمرکز کنيم.» اما من مي دانستم که کارم سخت تر شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 21:20  توسط  روابط عمومی جاد فردوسی مشهد  | 

کرکسهای سبز

 
باز در فصل خزان، موسم چيدن آمد 
خبر آمد، خبر سرخ ۱ رسيدن آمد

سيب ها باخبر از واقعه بر خاك افتاد

و بسي ولوله در خاطر افلاك افتاد

خبر از يار عزيزي است كه برگشت، رسيد

فتنه در شهر به پا شد، خبر از دشت رسيد

خبر از دشت، خبر دشت دل مردان شد

باز هم بي خبري، قسمت بي دردان شد

تا كه نامرد به نامرد شكايت مي برد

دل مردان خدا بوي شهادت مي برد

قفل زد فتنه بسي تا كه كليدي آمد

باز از قريه سوي شهر شهيدي آمد

شهر در فتنه ، گروهي پي زر مي رفتند

برخي البته در اين فتنه هدر مي رفتند

فتنه در شهر، چو ديوي همه سو مي بلعيد

هر چه كِشتيم به صد دلهره، او مي بلعيد

چند وامانده، حديث نرسيدن خواندند

كورها خطبه ي ترديد و نديدن خواندند

چه امامي كه قبايش نجس از بول پسر۲

نوح شد غرقه در اين غائله از هول پسر

چند وامانده در اقصاي تن خود ماندند

و گرفتار سر زلف من خود ماندند

شكم از خطبه نمي كرد بس و محكم بود

هر چه مي گفت شكم از هنر خود كم بود

ماهواري سر ميمون صفتان را مي برد

ماه در پنجره تنها غمشان را مي خورد

شيخكان شعبده هايي كه نبايد كردند

قيل و قالي و دليلي ز شكم آوردند

يكي از زير قبا، خانه ي خاني آورد

و دليلي ز فلان جاي فلاني آورد

آن يكي عفت ناداشته را رسوا كرد

هر چه را ديد، نياورد به جا، حاشا كرد!

ما بر آنيم كه اين قوم جز اين چيزي نيست

غير فرزند و زن و اسب و زمين چيزي نيست

خضركان راز ندانند، نيازي دارند

پايشان بر لب گور و سر بازي دارند

بهر آخور بسي احساس خطرها كردند

زاهدان هم ز سر جهل حذرها كردند

فتنه مه نيست كه برخيزد و خود بنشيند

ناخدا بايد تا كشتي و دريا بيند

مردها بايد تا تيغ سخن تيز كنند

اينچنين چاره هر فتنه خون ريز كنند

سر هر كوه سري بايد و سرداراني

تيغ هايي به كمين نيز و جگرداراني

بود سرها كه تو گويي ز كدو بيش نبود

بود و در معركه غير از كُله و ريش نبود

شيخ ها در تله ي شايد و اما ماندند

مطربان پيشتر از شيخ، سخن ها راندند

رفت رقاصه به منبر، چو رجالي نشناخت

خر دجال در اين مزرعه خوش تاخت كه تاخت!

خيلي از آن طرف آب، شناها كردند

كه شنا در طرف غفلت ماها كردند

زاهدان خوش كه در اين فتنه دعاها كردند!

دست اگر رفت به كاري، اثري هم دارد

بله البته توكل اگري هم دارد!

باري اي قوم چنين رفت و چنين ها نه نكوست

فتنه در ماست، جهان آينه روشن اوست

فتنه از سوي تنور است، سخن ممتحَن است

چشم بر خاك چه داري، كه شكم راهزن است

هله گر اهل حقي ديده بر افلاك انداز

تن زد ار تن، تن خود سوخته بر خاك انداز!

اينچنين طنطنه در جان بسا پاك انداز!

چند وامانده به حكم شكم از جا رفته

در پي امر شكم، در پي دنيا رفته

سرفرازي به سر نيزه فراز آمد باز

تا ببينيم شهيد است كه باز آمد باز

02

جوش ليلي است كه در دشت جنون سبز شده

باغ سرو است كه از سرخي خون سبز شده

هوس افكند خلل ها به هواداري ما

تا كه برخاست شهيدي ز پي ياري ما

خون دويد از همه سو، هر چه هوا را تاراند

دل ما را ، دل ما را، دل ما را تاراند

بوي يوسف كه بيايد چه ترنجي ماند؟

در قدمگاه رضا، جاي چه رنجي ماند؟

شهر گو كرببلا باشد و صف ها باشد

محضر نخل تو كي حد علف ها باشد؟

رهروان! اسب شهادت شده زين، برخيزيد!

فتنه هر چند گران است، چنين برخيزيد!


*سروده:علي محمد مودب

۱- رنگ آمیزی برداشتهای شخصی ماست و ربطی به شاعر ندارد براحتی می توان تقابل خضرکان با سبز بی ریا را دراین شعر درک کرد

۲- بخوانید آقا زاده

+ نوشته شده در  جمعه یکم آبان 1388ساعت 19:50  توسط  روابط عمومی جاد فردوسی مشهد  |